ill humored معنی فارسی بداخلاق بدخو مخالف ترشرو عبوس. واژههای دیگر با معنی «بداخلاق» blackguard هرزه، بداخلاق، بد دهن dissolute هرزه، فاجر، بداخلاق deprave تباه کردن، فاسدکردن، بداخلاق کردن licentious هرزه، ول، شهوت ران gay خوش، خوشدل، شوخ homophile خوش، خوشدل، شوخ