image line معنی فارسی خط تصوير هدايت تصوير واژههای دیگر با معنی «خط تصوير» macrograph خط و تصوير درشت orthograph تصوير جبهه ساختمان با خط ها و گوشه هاي راست cardinal points effect اثر چهار جهت اصلي، اثر عمود قرار گرفتن، خط امواج رادار به صفحه تصوير زمين LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) pictography تصوير نگاري، بکاربردن نشان وصورت بجاي خط