imbathe معنی فارسی شستشو دادن غسل شستشو شستشو کردن واژههای دیگر با معنی «شستشو دادن» wash شستن، شستشو دادن، پاک کردن absterge پاك كردن، تميز كردن، شستشو دادن (زخم)