immane معنی فارسی کلان بزرگ معنی کامل و مثالها /i mān´/adj.● (قدیمی)● عظیم، سترگ● ظالم، سنگدل، سبع واژههای دیگر با معنی «کلان» gargantuan کلان، گنده، عظيم الجثه cyclopean کلان، جسيم، گنده cyclopian کلان، جسيم، گنده decuman کلان، بزرگ، عظيم macro کلان، کل megacephalic کلان سر، بزرگسر megalops کلان چشم، درشت چشم megapolis کلان شهر megalocardia کلان قلبي macro model الگوي کلان