دیکشنری فارسی

immaterialness

UKimətiərieilnəs

معنی فارسی

غير مادي معنوي جزئي بي اهميت ناچيز

مترادف‌ها

noun
See immateriality

واژه‌های دیگر با معنی «غير مادي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن