impaint معنی فارسی رنگ زدن نقاشي کردن. واژههای دیگر با معنی «رنگ زدن» painter رنگ زدن، رنگ کار، نقاش miscolor رنگ عوضي زدن، رنگ ناجور زدن، تحريف کردن halftoning سايه رنگ زدن marbleize رنگ مرمري زدن، رنگ ابري کردن. ingrain نبافته رنگ زدن، نساخته رنگ زدن، رنگ ثابت زدن underglaze زدن رنگ پيش از افزودن لعاب fresco a wall ديوار سفيد کرده را (پيش از خشک شدن گچ) آب، رنگ زدن dyed رنگ کردن، رنگ زدن airbrush رنگ پاش.، رنگ زدن recoat دوباره اندودن، از سر رنگ زدن