impecuniosity معنی فارسی بي پولي واژههای دیگر با معنی «بي پولي» impecuniousity بي پولي، افلاس impecuniously ازروي بي پولي short of money بي پول، درمضيقه بي پولي lack نبودن، نداشتن، عدم liquidity trap تله نقدينگي، تله نقدينگي کينز حالت خاصي است که تقاضا، براي پول (نقدينگي) کاملا باکشش ميشود و