impersipcuous معنی فارسی ناروشن بي وضوح غير واضح واژههای دیگر با معنی «ناروشن» indistinct نامعلوم، ناروشن، تيره inexplicit ناصريح، بي صراحت، ناگفته obscure تيره، تار، تاريک