imping معنی فارسی پيوند واژههای دیگر با معنی «پيوند» anastomosis پيوند، تلا قي (در عروق يا عصبها)، هم دهاني ligament پيوند، رشته hyphen خط پيوند، خط ربط، نشان اتصال unrelated بي پيوند، نامرتبط tie bar آهن پيوند، پيوست، بست cold link پيوند سرد، پيوند دستي crossbreed پيوند زدن، دورگه . allograft دگر پيوند bond distance طول پيوند bond length طول پيوند