دیکشنری فارسی

implead

معنی فارسی

دادخواست دادن عرضحال دادن دفاع کردن. دفاع کردن از درخواست کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/im plēd´/vt., vi.

(حقوق) مورد تعقیب قانونی قرار دادن، پیگرد کردن، عارض شدن

(در دادگاه) دفاع کردن از، درخواست کردن

واژه‌های دیگر با معنی «دادخواست دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن