implead
معنی فارسی
دادخواست دادن عرضحال دادن دفاع کردن. دفاع کردن از درخواست کردن
معنی کامل و مثالها
/im plēd´/vt., vi.
● (حقوق) مورد تعقیب قانونی قرار دادن، پیگرد کردن، عارض شدن
● (در دادگاه) دفاع کردن از، درخواست کردن
دادخواست دادن عرضحال دادن دفاع کردن. دفاع کردن از درخواست کردن
/im plēd´/vt., vi.
● (حقوق) مورد تعقیب قانونی قرار دادن، پیگرد کردن، عارض شدن
● (در دادگاه) دفاع کردن از، درخواست کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن