in a tumble معنی فارسی در هم برهم واژههای دیگر با معنی «در هم برهم» haywire سيم که با آن بسته هاي کاه و علوفه ي خشک را، ميبندند، سيم کاه بندي mishmash خوراک همه چيز در هم، آميزش مخلوط، چيز درهم برهم