in company with معنی فارسی همراه باتفاق واژههای دیگر با معنی «همراه» accommodating همراه، مهربان، خوش محضر attendant همراه، ملازم، متعلق accompanied by همراه، باتفاق، بهمراهي along همراه، جلو، پيش accompanying cargo بار همراه unaccompanied بدون همراه، تنها، بدون مصاحب go along همراه رفتن، همراهي کردن، موافق بودن. accommpanying element عنصر همراه accompanying sound صداي همراه associated sound صداي همراه