in excess معنی فارسی زياد (ي) بيشترازحدمجاز واژههای دیگر با معنی «زياد (ي)» burnout خاموش شدن، تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي، افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني paillard لايه ي باريکي از گوشت مرغ يا گوساله که در، حرارت زياد و به مدت کم بريان ميشود popple اين سو ي ان سوغلتيدن، تکان زياد خوردن، غلت