in excess of معنی فارسی بيش از متجاوزاز واژههای دیگر با معنی «بيش از» upwards of بيش از، متجاوزاز aplural wife زن بيش از يکي، بيش از يک زن anymore بيش از اين ها، ديگر. superserviceable بيش از حد لازم، بي اندازه تشيفاتي ورسمي. excess supply عرضه بيش از حد، عرضه اضافي eager beaver بيش از حد مشتاق، کاسه گرم تر از اش. overtime بيش از وقت معين، بطور اضافه (کاري) overproduction توليد بيش از حد excess demand تقاضاي بيش از حد، تقاضاي زيادي، مازاد تقاضا overemphasis تاکيد بيش از حد.