in search of UKinsəːtʃɔf معنی فارسی در جستجوي بجستجوي واژههای دیگر با معنی «در جستجوي» surfari گروه موج سواران در جستجوي منطقه مناسب after پس از، بعد از، درعقب canvass راي جويي کردن، جستجوي راي کردن، بحث کردن (در)