in the family way معنی فارسی ابستن مترادفها Pregnant, enceinte, with child, on the increase. واژههای دیگر با معنی «ابستن» pregnant ابستن، باردار، حامله pergnant ابستن، باردار، حاصلخيز impregnant ابستن، اشباعشده، ابستنکننده . enceinte ابستن، حصار، محوطه قلعه gravid ابستن، پاسنگين big with child ابستن، حامله gravida زن ابستن، حامله، ابستن. cow in calf گاو ابستن pseudocyesis ابستن نمايي، حمل کاذب pseudopregnancy ابستن نمايي، حمل کاذب