دیکشنری فارسی

inartificial

معنی فارسی

غير مصنوعي نساخته طبيعي غير صنعتي زشت سر راست ساده

معنی کامل و مثال‌ها

/in´är tǝ fish´ǝl/adj.

(نادر)

غیرمصنوعی، ناساختگی، طبیعی

بی‌مهارت، ناشی

ساده، بی‌ریا، وانمود نشده، مخلصانه

مترادف‌ها

adjective
1. Natural, not made by art.
2. Artless, ingenuous, guileless, sincere, simple, simple minded, single minded, naïve.

واژه‌های دیگر با معنی «غير مصنوعي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن