inclip معنی فارسی احاطه کردن چسبيدن دراغوش گرفتن. واژههای دیگر با معنی «احاطه کردن» begirding احاطه کردن، دور گرفتن، دوره کردن surround احاطه کردن، دور گرفتن، دوره کردن gird استهزاي طعنه اميز، احاطه کردن، مسخره کردن encircle دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور encirclement دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور encompass دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن engird دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن begird دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن beset فراگرفتن، احاطه کردن، ازارکردن enring دورگرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن دور