دیکشنری فارسی

inconsonant

معنی فارسی

ناجور ناموافق

معنی کامل و مثال‌ها

/in kän´sǝ nǝnt/adj.

ناهمساز، ناهماهنگ، ناهماوا، ناجور

واژه‌های دیگر با معنی «ناجور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن