incontestability معنی فارسی بي چون و چرا ، مسلم ، بحث نا پذير ، غير قابل بحث ، محقق واژههای دیگر با معنی «بي چون و چرا» indisputably بي چون و چرا، مسلما، بي گفتگو indisputable بي چون و چرا، مسلم، بي گفتگو incontestable بي چون و چرا، مسلم، بحث نا پذير proven مسلم، بي چون و چرا، محقق peremptoriness قطعيت، قاطعيت، بي چون و چرا apodictical مسلم، بديهي، بي چون و چرا peremptory قطعي، قاطع، مطلق