دیکشنری فارسی

increscent

معنی فارسی

افزاينده زيادشونده رويان

معنی کامل و مثال‌ها

/in kres´'nt/adj.

● (به ویژه در مورد ماه) رو به تربیع، در حال بزرگ شدن، فزونگر

واژه‌های دیگر با معنی «افزاينده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن