indign معنی فارسی ناشايسته نالايق معنی کامل و مثالها /in dīn´/adj.● (مهجور)● نامستحق، ناسزاوار● شرمآور واژههای دیگر با معنی «ناشايسته» improper ناشايسته، نامناسب، بيجا unfitting ناشايسته، نامناسب، بيجا incompetent ناشايسته، بي لياقت، بي کفايت indecent ناشايسته، زشت، خارج از نزاکت indecorous ناشايسته، نازيبا، زشت unfit ناشايسته، ناباب، نامناسب desertless ناشايسته، بي لياقت، بي استحقاق unworthily ناشايسته، نالايق، نازيبا unworthy ناشايسته، نالايق، نازيبا unsuitable ناشايسته، نامناسب