indistinctively معنی فارسی بي فرق بي تشخيص واژههای دیگر با معنی «بي فرق» indistinctive فاقد تشخيص، بي فرق، غير اختصاصي anomalies خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomalistic خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomalously خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomalousness خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomaly خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت