indulged
UKindʌldʒd
USın'dʌldʒd
معنی فارسی
جلو گيري نکردن از ، ازاد گذاردن ،
بحال خود واگذاردن ، ول کردن ، براوردن
جلو گيري نکردن از ، ازاد گذاردن ،
بحال خود واگذاردن ، ول کردن ، براوردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن