indulger معنی فارسی جلو گيري نکردن از ، ازاد گذاردن ، بحال خود واگذاردن ، ول کردن ، براوردن واژههای دیگر با معنی «جلو گيري نکردن از» indulge جلو گيري نکردن از، ازاد گذاردن، بحال خود واگذاردن