دیکشنری فارسی

inequitably

UKinekwitəbliː

معنی فارسی

غير منصفانه غير عادلانه غير منصف بيعدالت

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an inequitable manner “their father's possessions were inequitably divided among the sons” “Derived from adjective: inequitable”

واژه‌های دیگر با معنی «غير منصفانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن