دیکشنری فارسی

inexpressive

UKinikspresiv

معنی فارسی

نارسا نرساننده مقصود گنگ فاقد قوه فهماندن بي معني بي حالت

معنی کامل و مثال‌ها

/in´eks pres´iv, -ik spres´-/adj.

● بی‌معنی، بی‌چم، بی‌آرش، نابیانگر، ناگویا، گنگ

● (قدیمی) رجوع شود به: inexpressible

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not expressive “an inexpressive face”

مترادف‌ها

adjective
Unexpressive, characterless, blank.

واژه‌های دیگر با معنی «نارسا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن