دیکشنری فارسی

inexpressive

UKinikspresiv

معنی فارسی

نارسا نرساننده مقصود گنگ فاقد قوه فهماندن بي معني بي حالت

معنی کامل و مثال‌ها

/in´eks pres´iv, -ik spres´-/adj.

بی‌معنی، بی‌چم، بی‌آرش، نابیانگر، ناگویا، گنگ

(قدیمی) رجوع شود به: inexpressible

مترادف‌ها

adjective
Unexpressive, characterless, blank.

واژه‌های دیگر با معنی «نارسا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن