infecund
معنی فارسی
بي بار بيحاصل خشک نازا استرون
معنی کامل و مثالها
/in fē´kǝnd/adj.
● نابارور، نابرومند، بیثمر، نازا، عقیم، غیر حاصلخیز
مترادفها
adjective
Unfruitful, infertile, unproductive, unprolific, sterile, barren.
بي بار بيحاصل خشک نازا استرون
/in fē´kǝnd/adj.
● نابارور، نابرومند، بیثمر، نازا، عقیم، غیر حاصلخیز
adjective
Unfruitful, infertile, unproductive, unprolific, sterile, barren.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن