دیکشنری فارسی

infecund

معنی فارسی

بي بار بيحاصل خشک نازا استرون

معنی کامل و مثال‌ها

/in fē´kǝnd/adj.

نابارور، نابرومند، بی‌ثمر، نازا، عقیم، غیر حاصلخیز

مترادف‌ها

adjective
Unfruitful, infertile, unproductive, unprolific, sterile, barren.

واژه‌های دیگر با معنی «بي بار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن