information transmission معنی فارسی انتقال اطلاعات واژههای دیگر با معنی «انتقال اطلاعات» data communication انتقال اطلاعات، داد وستد اطلاعات download فرآيند انتقال اطلاعات از يک سيستم، کاميپوتر مرکزي بزرگ به سيستم کامپيوتر، کوچک و دور double buffering روش انتقال اطلاعات ميان کامپيوتر و، دستگاه جانبي، ميانگير مضاعف forward tell انتقال دادن اطلاعات به رده هاي بالاتر، گزارش به مقام بالاتر frequency shift keying روشي براي انتقال اطلاعات که در آن وضعيت، بيت ارسال شده توسط يک لهجه شنيدني مشخص، مي شود glitch يک اشتباه کوچک که باعث ايجاد اشتباه در، انتقال اطلاعات مي شود، خرابي تصادفي يا موقتي در سخت افزار negative acknowledgement کاراکتر کنترلي که ترمينال گيرنده در، انتقال اطلاعات براي ترمينال فرستنده صادر، مي کند تا اعلام کند که يک اشتباه انتقال OLE با تلفظ ((الي))، سرنام عبارت "object linking and، " embedding روشي براي انتقال و تبادل اطلاعات بين HDLC حروف اختصاري High-level Data Link Control (به، مفهوم کنترل ارتباط داده اي سطح بالا)، يک پروتکل ISO/OSI model حروف اختصاري International Organization for، Standardzation Systems Interconnection model، يک