ingratiates
UKingreiʃieits
معنی فارسی
طرف توجه قرار دادن ، محبوب کردن ،
شيرين کردن ، خوب قلم دادن
طرف توجه قرار دادن ، محبوب کردن ،
شيرين کردن ، خوب قلم دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن