initiating proceedings معنی فارسی اقامه دعوي واژههای دیگر با معنی «اقامه دعوي» bringing an action اقامه دعوي foreclosure سلب حق اقامه دعوي، پيش بندي، بازداشتن forclosure سلب حق اقامه دعوي، ممانعت. go to law به دادگاه عارض شدن، اقامه دعوي کردن، دادخواهي کردن lodge a complaint شکايت کردن، دادخواهي کردن، اقامه دعوي کردن use and occupation انتفاع و تصلاف، عنوان دعوي که مالک عليه مستاجري که پس از، انقضاء مدت اجاره از ملک استيفاء منفعت cross action دعوي متقابل، در CL حالتي است که يک طرف عين دعوايي، را که طرف متقابل در موضوع واحد عليه او