initio USı'nıtıəu معنی فارسی در اغاز در ابتدا واژههای دیگر با معنی «در اغاز» initially در اغاز، در ابتدا، اولا head word کلمه ياجمله اي که در سر اغاز فصل يا بخش، کتاب نوشته ميشود. starting post تيرمبدا، تيري که در مسابقه دوجاي اغاز و حرکت را نشان، ميدهد yule log کنده بزرگي که شب ميلاد بمناسبت اغاز مراسم، عيد در بخاري منزل گذارند. incept اغاز کردن، شروع کردن، بنياد نهادن