incept
معنی فارسی
اغاز کردن شروع کردن بنياد نهادن درجه گرفتن در خود گرفتن
معنی کامل و مثالها
/in sept´/vt., vi.
● (خوراک را) جذب کردن، درآشامیدن، گواریدن، درخود گرفتن
● (مهجور) آغازکردن، به عهده گرفتن
● (در اصل - انگلیس) درجهی دکترا یا فوق لیسانس گرفتن