دیکشنری فارسی

incept

معنی فارسی

اغاز کردن شروع کردن بنياد نهادن درجه گرفتن در خود گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/in sept´/vt., vi.

● (خوراک را) جذب کردن، درآشامیدن، گواریدن، درخود گرفتن

● (مهجور) آغازکردن، به عهده گرفتن

● (در اصل - انگلیس) درجه‌ی دکترا یا فوق لیسانس گرفتن

واژه‌های دیگر با معنی «اغاز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن