دیکشنری فارسی

leadoff

UKliːdɔf US'li:'dɔf

معنی فارسی

عازم شدن عزيمت کردن رهبري کردن رهبري اغاز ضربت.

معنی کامل و مثال‌ها

/lēd´ôf´/n., adj.

● اولین عمل (در یک سلسله اعمال)، اولین حرکت (در یک سلسله حرکات)

● (بیس‌بال) وابسته به اولین چوگانزن در هر inning یا در هر دسته

واژه‌های دیگر با معنی «عازم شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن