inking roller معنی فارسی نورد واژههای دیگر با معنی «نورد» rolled copper strips مس نورد break down roll پيش نورد roughing roll پيش نورد sheet roll نورد ورق navigator دريا نورد، بحر پيما، کشتي ران blooming roll نورد شمشه، دستگاه نورد شمشه seafarer دريا نورد، بحر پيما. alpinist کوه نورد. breaking down roll نورد شکست cross-roll نورد عرضي