دیکشنری فارسی

inn

UKin USın

معنی فارسی

مسافرخانه مهمانخانه خان کارونسرا

معنی کامل و مثال‌ها

/in/n., vt., vi.

● (در اصل) مسکن، خانه، زیستگاه

● هتل، متل، مسافرخانه، مهمانسرا (به ویژه اگر در کنار جاده باشد و خوراک و نوشابه هم داشته باشد)

● رستوران، میخانه

● (انگلیس) خانه‌ی دانشجویی (رجوع شود به: Inns of Court)

● (قدیمی) در مسافرخانه مسکن گزیدن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English inn, from Proto-Germanic *inną.

مثال

  • They stayed at a cozy inn in the countryside.
  • The inn was full, so they had to find another place to stay.
  • The innkeeper was a friendly old man.

ترکیب‌های رایج

Country inn Roadside inn Innkeeper Inn room

تعریف انگلیسی

noun
  1. a hotel providing overnight lodging for travelers

مترادف‌ها

noun
Tavern, hotel, cabaret, public house, house of entertainment.

واژه‌های دیگر با معنی «مسافرخانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن