inner-directed
معنی فارسی
درون وابسته
معنی کامل و مثالها
/in´ǝr di rek´tid/adj.
● (آدمی که انگیزان او هدف ها و انگارههای خودش است نه دیگران) درانگیخته، اندرانگیخته، درون وابسته
درون وابسته
/in´ǝr di rek´tid/adj.
● (آدمی که انگیزان او هدف ها و انگارههای خودش است نه دیگران) درانگیخته، اندرانگیخته، درون وابسته
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن