دیکشنری فارسی

inner-directed

معنی فارسی

درون وابسته

معنی کامل و مثال‌ها

/in´ǝr di rek´tid/adj.

(آدمی که انگیزان او هدف ها و انگاره‌های خودش است نه دیگران) درانگیخته، اندرانگیخته، درون وابسته

واژه‌های دیگر با معنی «درون وابسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن