دیکشنری فارسی

inquisitionist

معنی فارسی

کارمند

معنی کامل و مثال‌ها

/-ist/n.

● رجوع شود به: inquisitor

واژه‌های دیگر با معنی «کارمند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن