دیکشنری فارسی

staffer

UKstæfər US'stæfə

معنی فارسی

کارمند اداره مخبر روزنامه سردبير روزنامه .

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● کارمند، یکی از کارکنان

تعریف انگلیسی

noun
  1. an employee who is a member of a staff of workers (especially a member of the staff that works for the President of the United States)

واژه‌های دیگر با معنی «کارمند اداره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن