دیکشنری فارسی

insecticidal

معنی فارسی

حشره کش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to insecticide “Pertains to noun: insecticide”

واژه‌های دیگر با معنی «حشره کش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن