دیکشنری فارسی

insecticide

UKinsektisaid USın'sektə'saıd

معنی فارسی

حشره کش

معنی کامل و مثال‌ها

/in sek´tǝ sīd´/n.

● حشرکش، جمنده کش

تعریف انگلیسی

noun
  1. a chemical used to kill insects “Substance Meronyms: arsenic, As, atomic number 33”

واژه‌های دیگر با معنی «حشره کش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن