دیکشنری فارسی

instituting

UKinstitjuːtiŋ US'ınstı'tu:tıŋ

معنی فارسی

بنگاه علمي ، بنگاه پيشه و هنر ، بنگاه خيريه ،

هيئت ، شوري ، شورا ، انجمن

واژه‌های دیگر با معنی «بنگاه علمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن