instructs
UKinstrʌkts
USıns'trʌkts
معنی فارسی
دستور دادن (به) تعليم دادن (به) تاييد کردن محرز کردن
دستور دادن (به) تعليم دادن (به) تاييد کردن محرز کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن