insurer, underwriter معنی فارسی بيمه گر واژههای دیگر با معنی «بيمه گر» insurer بيمه گر، بيمه کننده leading insurer بيمه گر اصلي reinsurer بيمه گر اتکائي CLU مخفف: بيمه گر مجاز underwriter متعهد، بيمه گر، تقبل کننده .