دیکشنری فارسی

underwriter

UKʌndəraitər US'ʌndə'raıtə

معنی فارسی

متعهد بيمه گر تقبل کننده .

معنی کامل و مثال‌ها

/rīt´ǝr/n.

● پذیره نویس

● نماینده‌ی شرکت بیمه، بیمه‌گر، (شرکت بیمه) برآوردگر، محاسب

● سرمایه گذار

تعریف انگلیسی

noun
  1. an agent who sells insurance
  2. a financial institution that sells insurance
  3. a banker who deals chiefly in underwriting new securities

مترادف‌ها

noun
Insurer.

واژه‌های دیگر با معنی «متعهد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن