دیکشنری فارسی

intendance

معنی فارسی

سرپرستي مباشرت اداره

معنی کامل و مثال‌ها

/in ten´dǝns/n.

سرپرستی، مباشرت

(به ویژه در فرانسه) اداره

واژه‌های دیگر با معنی «سرپرستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن