دیکشنری فارسی

wardship

UKwɔːdʃip

معنی فارسی

سرپرستي قيومت

معنی کامل و مثال‌ها

/wôrd´ship´/n.

(به ویژه برای کودکان و محجوران) قیمومت، سرپرستی، استوری

تحت قیمومت بودن، صغر، حجر

مترادف‌ها

noun
1. Guardianship, right of guardianship.
2. Pupilage, minority, pupilarity.

واژه‌های دیگر با معنی «سرپرستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن