interbred
UKintəbred
US'ıntəb'red
معنی فارسی
با هم جفت گيري کردن ، با هم جفت کردن ،
دورگ کردن
با هم جفت گيري کردن ، با هم جفت کردن ،
دورگ کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن