intercommunity معنی فارسی اشتراک جمع المالي واژههای دیگر با معنی «اشتراک» subsoription اشتراک، ابونمان، وجه اشتراک پول ابونمان subscription اشتراک، آبونمان، پول يا subescription اشتراک، ابونمان، پول اعانه . sharing اشتراک، تسهيم. communality اشتراک time sharing اشتراک وقت، اشتراک زماني abonne حق اشتراك، وجه اشتراك، آبونه مجله يا روزنامه duumvirate اشتراک دوتن، همرتبه درکاري، حکومت دونفري common statement حکم اشتراک. data sharing اشتراک داده