دیکشنری فارسی

subscription

UKsəbskripʃən USsəbs'krıpʃən

معنی فارسی

اشتراک آبونمان پول يا وجه اعانه شرکت در اعانه

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝb skrip´shǝn/n.

● امضا، دستینه، صحه گذاری، دستینه‌گذاری

● سند امضا شده، مدرک دستینه‌دار

● (به ویژه کتبی) توافق، تایید، رضایت نامه، توافق نامه، اجازه نامه

● (امور خیریه و غیره) مبلغ تقبل یا تعهد شده، اعانه، کمک مالی

the subscription amounted to 5000 dollars

جمع وجوه تقبل شده بالغ بود بر 5000 دلار.

● (روزنامه و غیره) آبونمان، اشتراک، حق اشتراک

to renew one's subscription

آبونمان خود را تجدید کردن

● (تئاتر و کنسرت و غیره) بلیط سالیانه، اشتراک فصلی، عضویت، حق عضویت

● بخشی از نسخه‌ی دکتر که مربوط به داروساز است

● (کلیسای انگلیکان) پذیرش 39 اصل شرعی

● (سهام) پذیره نویسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a payment for consecutive issues of a newspaper or magazine for a given period of time
  2. agreement expressed by (or as if expressed by) signing your name
  3. a pledged contribution
  4. the act of signing your name; writing your signature (as on a document) “the deed was attested by the subscription of his signature”

واژه‌های دیگر با معنی «اشتراک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن